تبليغاتX
ياس كبود
 
      نگار من
 

ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد  

           

              دل رميده ما را انيس و مونس شد


نگار من که به مکتب نرفت وخط ننوشت        

 

        بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد  

 
ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
   

   

      فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد

 
                                                                                                   حافظ
 
عید مبعث رسول اعظم (ص) بر ولیعصر(عج) و مسلمانان جهان مبارک باد

 

      
 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 1:14  توسط سعيد  | 
کرامات
 
روايات تاريخى نقل مى‏كنند كه امام كاظم از زندان با شيعيان‏وهواخواهانش ارتباط
برقرار مى‏كرد و به آنها دستوراتى مى‏داد و مسايل‏سياسى و فقهى آنان را پاسخ
مى‏گفت:
براستى امام كاظم‏عليه السلام چگونه با شيعيان خويش رابطه برقرار مى‏كرد؟شايد اين
ارتباط از راههاى غيبى صورت مى‏گرفت، امّا احاديث بسيارى‏اين نكته را روشن مى‏كنند
كه بيشتر كسانى كه امام در نزد آنان زندانى‏مى‏شد از معتقدان به امامت وى بودند.
اگر چه حكومت مى‏كوشيدزندانبانهاى آن‏حضرت را از ميان خشن‏ترين افراد و طرفداران
خودبرگزيند چرا كه خود آنها )زندانبانان( از نحوه عبادت امام كاظم‏عليه
السلام‏ودانش سرشار و مكارم اخلاقى آن‏حضرت اطلاع داشتند و كرامات‏بسيارى را از
آن‏حضرت مشاهده كرده بودند.
در كتاب بحارالانوار آمده است كه عامرى گفت: هارون الرشيد كنيزى‏خوش سيما به زندان
امام موسى كاظم فرستاد تا آن‏حضرت را آزار دهد.امام در اين باره فرمود: به هارون
بگو:
بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ .*
بلكه شما به هديه خود شادمانى مى‏كنيد.
مرا به اين كنيز و امثال‏او نيازى نيست. هارون از اين پاسخ خشمگين‏شد وبه فرستاده
خويش گفت: به نزد او برگرد و بگو: ما تو را نيز به‏دلخواه تونگرفتيم وزندانى‏نكرديم
وآن كنيز را پيش‏او بگذار وخود بازگرد.
فرستاده فرمان هارون را به انجام رساند و خود بازگشت. با بازگشت‏فرستاده، هارون از
مجلس خويش برخاست و پيشكارش را به زندان امام‏موسى كاظم روانه كرد تا از حال آن زن
تفحّص كند. پيشكار آن زن را ديدكه به سجده افتاده و سر از سجده برنمى‏دارد و
مى‏گويد: قدوس سبحانك‏سبحانك.
هارون از شنيدن اين خبر شگفت‏زده شد و گفت: به خدا موسى بن‏جعفر آن كنيز را جادو
كرده است. او را نزد من بياوريد. كنيز را كه‏مى‏لرزيد و ديده به آسمان دوخته بود در
پيشگاه هارون حاضر كردند.هارون از او پرسيد:
اين چه حالى است كه دارى؟ كنيز پاسخ گفت: اين حال، حال موسى‏بن جعفر است. من نزد او
ايستاده بودم و او شب و روز نماز مى‏گذارد.چون از نماز فارغ شد زبان به تسبيح و
تقديس خداوند گشود. من از اوپرسيدم: سرورم! آيا شما را نيازى نيست تا آن را رفع
كنم؟ او پرسيد:مرا چه نيازى به تو باشد؟ گفتم: مرا براى رفع حوايج شما بدين
جافرستاده‏اند گفت: اينان چه هدفى دارند؟ كنيز گفت: پس نگريستم‏ناگهان بوستانى ديدم
كه اوّل و آخر آن در نگاه من پيدا نبود، در اين‏بوستان جايگاههايى مفروش به پر و
پرنيان بود وخدمتكاران زن و مردى‏كه خوش سيماتر از آنها و جامه‏اى زيباتر از جامه
آنها نديده بودم، بر اين‏جايگاهها نشسته بودند. آنها جامه‏اى حرير سبز پوشيده بودند
و تاجها ودرّ و ياقوت داشتند و در دستهايشان آبريزها و حوله‏ها و هر گونه طعام‏بود.
من به سجده افتادم تا آنكه اين خادم مرا بلند كرد و در آن لحظه‏پى‏بردم كه كجا
هستم.
هارون گفت: اى خبيث شايد به هنگامى كه در سجده بودى، خواب‏تو را درگرفته و اين امور
را در خواب ديده باشى؟
كنيز پاسخ داد: به خدا سوگند نه سرورم. پيش از آنكه به سجده روم‏اين مناظر را ديدم
و به همين خاطر به سجده افتادم.
هارون به پيشكارش گفت: اين زن خبيث را نزد خودنگه دار تا مباداكسى اين سخن را از او
بشنود. زن به نماز ايستاد و چون در اين باره از اوپرسيدند، گفت: عبد صالح (امام
موسى كاظم‏عليه السلام ) را چنين ديدم و چون‏از سخنانى كه گفته بود، پرسيدند: پاسخ
داد: چون آن منظره را ديدم‏كنيزان مرا ندا دادند كه اى فلان از عبد صالح دورى گزين
تا ما بر او واردشويم كه ما ويژه اوييم نه تو.
آن زن تا زمان مرگ به همين حال بود. اين ماجرا چند روز پيش ازشهادت امام كاظم
رخ‏داد.اين ارزش و كرامت امام كاظم‏عليه السلام در پيشگاه خدا و اين هم فرجام‏هارون
ستمگر و سركش!!
از خداوند بزرگ مى‏خواهيم كه ما را جزو دوستداران دوستانش‏وبيزاران از دشمنانش قرار
دهد و ما را بر پيمودن راه ائمه هدى‏عليهم السلام‏توفيق‏ارزانى فرمايد.
*******************************************************************
پاورقی :
* سوره نمل، آيه‏36
هدايت گران راه نور- زندگانى امام موسى بن جعفر(ع)، سيد محمد تقى مدرسى
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 1:18  توسط سعيد  | 
 
  
 
گل باغ نرگس
 
شبي با نسيم سحر خواهد آمد
گل از پرده روزي بدر خواهد آمد
 
گل باغ نرگس ز بستان زهرا(س)
ز نور حسن جلوه گر خواهد آمد
 
چو بوي گل سرخ صبح شکفتن
شکوفا به باغ نظر خواهد آمد
 
چو جان مصور چو عدل مجسم
به دفع ستم از سفر خواهد آمد
 
بهشتي دگر در گذرگاه هستي
برآيد کزين رهگذر خواهد آمد
 
به يکدست قرآن و در دست ديگر
برآورده تيغ دوسر خواهد آمد
 
به سر منزل عشق آن بحر رحمت
ز درياي خون و خطر خواهد آمد
 
چراغ هدايت ، فروغ ولايت
ز ره مهدي منتظر خواهد آمد
                                                                     مشفق کاشاني   
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 22:49  توسط سعيد  | 
 
  فانَّ حزب الله هُمُ الغالِبون
 
 سلام بر حزب الله
 
سلام بر سيد حسن نصرالله
 
 آفرين بر رزمتان
 
سلام و صلوات بر شهيدانتان
 
فتح و ظفر همواره قرين راهتان
 
 
 
 
  پيروزي غرورآفرين فرزندان پيامبر اعظم (ص)
 
 عاشقان حضرت زهرا (س)
 
   بر مسلمانان جهان مبارک باد 
   
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 0:17  توسط سعيد  |